دوستیابی دانشگاه آزاد اسلامشهر
دوستیابی دانشگاه آزاد اسلامشهر
دوستیابی دانشگاه آزاد اسلامشهر
دوستیابی دانشگاه آزاد اسلامشهر
دوستیابی دانشگاه آزاد اسلامشهر
مخ چند نفرو بزنم
....
دلمو از مال دنيا
به تو هديه داده بودم
با تموم بي پناهي
به تو تکيه داده بودم
هر بلايي سرم اومد
همه زجري که کشيدم
همه رو به جون خريدم
ولي از تو نبريدم
هر جا بودم با تو بودم
هر جا رفتم تو رو ديدم
تو سبک شدن تو رويا
همه جا به تو رسيدم
اگه احساسمو کشتي
اگه از ياد منو بردي
اگه رفتي بي تفاوت
به غريبه سر سپردي
بدون اينو که دل من
شده جادو به طلسمت
يکي هست اين ور دنيا
که تو يادش مونده اسمت
" سياوش قميشي
کجاي اين جنگل شب
پنهون ميشي خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت
پر ميکشي چکاوکم
چرا به من شک مي کني
من که منم براي تو لبريزم ازعشق تو سرشارم از هواي تو
لبريزم ازعشق تو سرشارم از هواي تو
دست کدوم غزل بدم بغض دله عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم حق حقمو
گريه نمي کنم نرو
آه نميکشم بشين
حرف نميزنم بمون
بغض نميکنم ببين
سفر نکن خورشيدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه
راهي اين سفرنشو
نزار که عشق منو تو
اينجا به آخربرسه
بري توومرگ من از رفتن تو سر برسه
گريه نمي کنم نرو
آه نميکشم بشين
حرف نميزنم بمون
بغض نميکنم ببين
کووو
نوازشم کن ببين
عشق ميريزه از صدام
صدام کن ببين غنچه ميدن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو کمم قديمييم گمم
آتشفشان عشق مو درياي پر تلاطمم
گريه نمي کنم نرو
آه نميکشم بشين
حرف نميزنم بمون
بغض نميکنم ببين
با چشايه بی فروغ
مييونه راستو دروغ
خودمو گم ميکنم
تو اين شهر شلوغ
پچ پچ آدمکا
بس که تو هم ميدووه
ديگه فرياده منو
سايمم نميشنفه
صدايه زنجير تو گوشم ميخونه
تو داری از غافله دور ميمونی
سرتو خم کن
که درا وا ميشن
تا ببينم پشته کنکور ميمونی
من ميخوام مثله همه
ساده زندگی کنم
چادر موندنمو
هرجا خواستم بزنم
تو اين دريا نميخام
نهنگه کوری باشم
پشته اين درهايه باز
علی کنکوری باشم
زندگی
زندگی رسم ِ خوشایندی ست
زندگی بال و پری دارد با وسعت ِ مرگ
زندگی پرِشی دارد اندازه ی عشق
زندگی چیزی نیست که لب ِ طاقچه ی عادت از یاد ِ من و تو برود
زندگی حسّ غریبیست
که یک مرغ ِ مهاجر دارد
زندگی سوت ِ قطاریست که در خواب ِ پُلی می پیچد
زندگی گُل ، بتوان ِ ابدیت
زندگی ضرب ِ زمین در ضربان ِ دل هاست
زندگی هندسه ی ساده ی تکرار ِ نفس هاست
هر کجا هستم، باشم
هر کجا هستم، باشم
آسمان مال ِ من است
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال ِ من است
آریایی ، آریایی زندگی زیباست
زندگی آتشگهی گیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش ، رقص ِ شعله اش در هر کران پیداست
ور نه خاموش است و
خاموشی گناه ِ ماست
ضیافت های عاشق را
خوشا بخشش ، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق
برای گم شدن دریاست
چه دریایی میان ِ ماست
خوشا دیدار ِ ما در خواب
چه امیدی به این ساحل
خوشا فریاد زیر ِ آب
خوشا عشق و خوشا خون ِ جِگر خوردن
خوشا مُردن
خوشا از عاشقی مُردن
اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای ِ بودن نیست
تو یاری کن مرا ای یار
تو ای خاتون ِ خواب ِ من
من ِ تن خسته را دریاب
مرا هم خانه کن تا صبح
نوازش کن مرا تا خواب
همیشه خواب ِ تو دیدن
دلیل ِ بودن ِ من بود
چراغ ِ راه ِ بیداری
اگر بود از تو روشن بود
ضیافت های عاشق را
خوشا بخشش، خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق
برای گم شدن دریاست
نه از دور و نه از نزدیک
تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خود سوزی ِ عاشق
مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون ِ جِگر خوردن
خوشا مُردن
خوشا از عاشقی مُردن
خدایم
خدایم آه ای خدایم
صدایت می زنم بشنو صدایم
شکنجه گاه ِ این دنیاست جایم
به جُرم ِ زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم ِ مرگ ِ صدا را
به بغض ِ در نفس پیچیده سوگند
به گل های ِ به خون غلتیده سوگند
به مادر
سوگوار ِ جاودانه
که داغ ِ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد ِ وحشی در گذار است
به فکر ِ قتل ِ عام ِ لاله ها باش
که خواب ِ گل به گل کابوس ِ خار است
خدایم ای پناه ِ لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت می زنم بشنو صدایم
الهی در شب ِ قبرم بسوزان
ولی محتاج ِ نامردان مگردان
عطا کن دست ِ بخشش همتم را
خجل از روی ِ محتاجان مگردان
الهی کیفرم را می پذیرم
که از تو ذات ِ خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای ِ عشق و آزادی بمیرم
خدایم ای پناه ِ لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت می زنم بشنو صدایم
اسرار ِ اذان را نه تو دانی و نه من
این حرف و معما نه تو خوانی و نه من
پس از پس ِ پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
رهگذار ِ عمر سیری در دیاری روشن و تاریک
رهگذار ِعمرراهی بر فضایی دور یا نزدیک
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست؟
پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست؟
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
صحبت از مهر و محبت چیست؟
جای ِ آن در قلب ِ ما خالیست!
روزی انسان بنده ی عشق و محبت بود
جز ره ِ مهر و وفا راهی نمی پیمود
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست؟
پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست؟
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
کس نمیداند کدامین روز می آید
کس نمیداند کدامین روزمی میرد
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد، کاری بکن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد، زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تمام ابر های آسمون ها
کاشکی میداد همرو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یک خواب تموم شدند
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچ کی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکشو کم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه و ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
سرنوشت چشماش کوره نمیبینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته، سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
وقتی که گل در نمیاد
سواری این ور نمیاد
کوه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد
ابره زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه؟
حالا تو دست بی صدا
دشنه ی ما شعر و غزل
قصه ی مرگ عاطفه
هوای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم
خوبیه ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم اومدنی رفتنیه
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
کسی حرف منو انگار نمیفهمه
مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه
کسی تنهاییمواز من نمیدزده
درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
واسه ی تنهاییه ی خودم دلم میسوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط ما مثله منه
مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه
دشمنی ها مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
سپیده امروز با ما بود
ساله سقوط ساله فرار ساله گریز و انتظار
فصله شکفتنه طلسم ساله سیاهه دوهزار
ساله سقوط عاطفه تا بی نهایت زیر صفر
نهایته معراجه زاندیشه ی تفسیره سه
تو ذهنه ماشین های سرد
معنای عشق و احتیاج
روی نوار حافظه
یعنی یه درد بی علاج
ساله به بن بست رسیدن
پنجه به دیوار کشیدن
از معنویت گم شدن
تن به غریزه بخشیدن
قبیله یعنی یه نفر هم خونی معنا نداره
همبستگی خوابی یه که تعبیره فردا نداره
ساله سقوط ساله فرار ساله گریز و انتظار
پاییزه تلخ و بی بهار ساله سیاهه دو هزار
سالی که خون تو رگ ها نیست
قلبه فلزی تو سینه ست
وقتی که تصویره زمان شکستگی یه آیینه ست
قبیله یعنی یه نفر هم خونی معنا نداره
همبستگی خوابی یه که تعبیره فردا نداره
تو اون روزایی که میاد کسی به فکره کسی نیست
هرکی به فکره خودشه به فکره فریاد رسی نیست
همه به هم بی اعتنا حتی به مرگه همدیگه
کسی اگه کمک بخواد کی میدونه اون چی میگه؟
توی کتابای لغت سفیده برگا همیشه
نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمیشه
این ناگزیره واسه ما سیره سعودی تا سقوط
همیشه قصه ی صدا تمومه با حرفه سکوت
وقتی که آیینه ی عشق سیاه بشه زیره غبار
وقته طلوعه فاجعه ست میرسه ساله دو هزار
به تو ميگم که نشو ديوونه اي دل
به تو ميگم که نگير بهونه اي دل
من ديگه بچه نميشم
ديگه بازيچه نميشم
به تو ميگم که عاشقي ثمر نداره
واسه تو جز غمو درد سر نداره
عقلمو زير پا گذاشتي رفتي
تو منو مبتلا گذاشتي رفتي
به غم زمونه اي دل
به خدا منو رسوا کردي اي دل
همه جا مشتمو وا کردي اي دل
فتنه بر پا کردي اي دل
ميدونم تو ديگه عاقل نميشي
تو ديگه برايه من دل نميشي
هميشه از نگاه تو با تو عبور مي کنم
از اينکه عاشق توام حس غرور مي کنم
دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم
با تو ستاره مي شوم, با تو ستاره مي شوم
از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم
با رفتن تو هر نفس بغض دوباره مي شوم
ناجي شام شوکران با دل عاشقم بمان
به حرمت حضور تو چون تو يگانه مي شوم
خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت
با تو ستاره مي شوم, با تو ستاره مي شوم
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
کمي غمگين به ياد اون همه ترديد به ياد آسموني که منوووووو از چشم تومي ديد اگه گفتم خداحافظ نه
اين که رفتنت سادست نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اينکه نبنديم دل به
رويا ها بدونيم بي توو با تو همييين جسم اين دنيا ،خداحافظ خداحافظ همين حالا خدا حافظ